پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
51
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
مطلب ديگر اينكه در ايران تمام اقوام خارجى اعم از اينكه از كشور يا مذهب ديگرى باشند ، طبق قوانين خاص خود زندگى مىكنند و در نتيجه براى هر قومى محل سكونت علىحدهاى در نظر گرفته شده است - همانطور كه به اطلاع شما رسانيدم در اصفهان نيز وضع بر همين منوال است - هر قومى در مورد امور مدنى و جزايى نوع قضاوتى مخصوص به خود دارد كه قضاوت شاه در آن دخالتى نمىكنند . اين قاعده چنان جزو عرف و عادت شده است كه علاوه بر اقوام مختلف ، افراد خارجى نسبتا اسم و رسمدار از قبيل سفرا و ميهمانان شاه و امثالهم نه فقط در مورد هموطنان خود ؛ بلكه در مورد تمام كسانى كه به نحوى از انحا در خدمت آنان هستند ، از اين مزيت برخوردارند . مثلا من - يعنى « پيترو دلاواله ، ميهمان شاه » - حق دارم طبق نظر و مطابق روش خود ، و هر موقع صلاح بدانم مستخدمان خود را چه در خانه و چه در بيرون و اعم از اينكه مسيحى يا مسلمان يا داراى دين ديگرى باشند ، محاكمه و سياست كنم و اگر يكى از آنان مرتكب جرمى شد ، هيچ يك از مأموران شاه كارى به او ندارند و فقط به من تذكرى مىدهند . البته اگر اقدامى در اين مورد نكنم ، طبعا معترض مىشوند و مجازات خاطى را تقاضا مىكنند . منتهى بعد از آن من به هر نحوى كه صلاح بدانم او را تنبيه مىكنم و مأموران شاه دخالتى در تعيين نوع اين تنبيه نخواهند داشت . تمام رؤساى هيئتهاى مذهبى مسيحى نيز به عنوان ميهمان شاه از همين مزايا برخوردارند . اين مطلب را نيز بايد اضافه كنم كه هرقدر جرم مجرمى شديد باشد ، اگر به خانهء شاه پناه ببرد ، در امان است . هماكنون يكى از افراد سرشناس كه شاه به ملاحظات مهمى قصد كشتن او را داشته ، به اين خانه پناهنده شده و به اين ترتيب جانش در امان مانده است ؛ منتهى اگر از مدخل خانه قدم بيرون گذارد ، بىدرنگ او را به قتل مىرسانند . دخول از درب قصر براى هيچكس قدغن نيست و هر كسى مىتواند از اين آستانه كه مورد ستايش و غيرقابل تعرض است و همه دائما آن را مىبوسند بگذرد . لفظ « آستانه » بر كليهء دربار شاه نيز اطلاق مىشود و وقتى مردم مىگويند : برويم به آستانه ، منظور آنان دربار شاه است « 1 » . . . ايرانيان به آستانهء خانهء شاه ، « دولت » به معنى ثروت و نعمت نيز مىگويند . و « آستانهء دولت » به « دربار » اطلاق مىشود . قصر شاه غالبا « دولتخانه » گفته مىشود ، كه معنى آن خانهء ثروت و نعمت است .
--> ( 1 ) . در اينجا نويسنده اين جمله را با جملات مشابه مسيحى مقايسه مىكند و توضيح مىدهد كه ايرانيان به دليل اينكه دربار و آستانه را به حضرت على نسبت مىدهند آن را مقدس مىدانند . - م .